سابقونیها

موسسه قرانی فرهنگی-ماهشهر

سابقونیها

موسسه قرانی فرهنگی-ماهشهر

رمانخانه

جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۷ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


حتی یک وجب خاک - قسمت اول

دستورات رو داشتم مرور میکردم ... اسم فرمانده ،معاون، تعداد اعضای گردان و نقشه های عملیات، از من خواسته شده بود که به عنوان نفوذی وارد این پادگان بشوم . این را همان هایی از من خواستند که آتش جنگ را به پا کردند . این مهم ترین پادگانه که در نوع خودش بسیار عالی و در طراحی های عملیات تاثیر گذار است .

الیته ورود به این پادگان کار ساده ای نبود . سخت گیری هایی که برای ورود شد، کار رو برای من خیلی سخت و دشوار می کرد . چندجلسه گذاشته بودند، تا با آنهایی که میخواهند به جبهه بروند مصاحبه کنند . تا از فعالیت هایشان در زمان انقلاب با خبر بشوند و اطلاعاتی از خانواده انها به دست بیاورند . با این که در سازمان برای  همه ی سوال ها و جواب ها و خیلی کار های دیگر آموزش دیده بودم . اما سوال هایی که می پرسیدند گیحم می کرد. یک نوع سوال در قالب های مختلف می پرسیدند که راست و دروغ حرفم مشخص شود . با   همه ی سختی اش اما از خوان اول گذشتم . 

حال در راه پارگان بودم. نگاهم به بیرون پنجره  اتوبوس افتاد ....


ارمغان313

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۴
س ع موسوی

نظرات  (۱)

۱۴ مهر ۹۶ ، ۱۱:۲۹ خانه سلامتی
کتاب  خیلی خوبه 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی